برای من عدد سن تو، فقط عدد است

محبتی که به سن کم شود، چه قدر بد است

 

دلم محله ی قلب تو را  چنان کف دست ...

دلت نشانی تنهایی مرا بلد است

 

نمی شود به  دوام  و قرار او دل بست

محبتی که در اطراف مرزِ صفر و صد است

 

زمانه  یک تنه در آورد دمارش را

هر آدمی که از اعجاز عشق دم نزده است

 

نمی کند کم از احساس ما،  تلاطم عشق

که در سواحل دریا  همیشه جزر و مد است

 

اراده ام به تمنات نیم خیز نبود

ارادتم به حضور شما تمام قد است

 

تمام عمر کنارت قدم قدم هستم

اگر جدا کند از تو کسی مرا، لحد است