درود

اول : دير آمدنم را ببخشيد كه سفر طولاني بود و ...

دوم :وقتي اميدوار باشي به آمدنش حتي كلامي از او، اين روز هاي تو را حالي ديگر مي دهد.
به اشتياق دوست اين غزل را مرور مي كنم .


اسبي در اين حوالي ، بي تاب و پر تلاطم
هر شب غريب و سركش بر خاك مي زند سم

مردي سپيد جامه ، دستار سبز بر سر
از سمت خرمن نور از كوچه هاي گندم

مي آيد از كجا ها ، بر پشت اسب ، آرام
وقتي كه شهر تنهاست ، سر مي زند به مردم

تقسيم مي كند نور در دستهاي خاكي
تقسيم مي كند عشق ، نان و گل و تبسم

آن گاه مي تراود لبخند ، عطر شادي ،
از خاك خوابديده ، تا آسمان هفتم

مهر76