به نام او

 

بمب است و باروت و خطر  موسا تماشا می کند

قتل است و کشتار و شرر موسا تماشا می کند

 

قانا و خاکی خیس خون یک مشت از خروارهاست

دیوار و سقف واژگون یک مشت از خروارهاست

.

هر جا شهیدی خفته است بیت المقدس گشته است

بال ملایک برسرش طاقی مقرنس گشته است

 

لبنان بساط خون شده ست موسا دلش خون می شود

چشم بشر افسون شده ست موسا دلش خون می شود

 

با من بگو این درد را هآن ای پیمبر ای کلیم

غمناک می بینم تورا در کوچه های اورشلیم

 

این ها کلیمی نیستند فرعون هایی دیگرند

با مارهای سحر خود ما را به غفلت می برند

 

ای جادو از موسا بترس آنک عصا برداشته ست

ای غاصب حیفا بترس آنک عصا برداشته ست

 

باور کنید ای شیعیان موسا طرفدار شماست

اندوهناک و خسته جان موسا طرفدار شماست

 

این اژدها خشم خداست در هیبت مردان دین

موسا در اطراف شماست  یار  امیر المومنین !

 

وقتی که مردان عرب همچون درختان می شوند

تنها تماشا می کنند تنها پریشان می شوند

 

در یاری مظلوم ها وقتی جهان شک می شود

هر کودکی رزمنده ای هر سنگ موشک می شود

 

تاریخ شرمآگین شده آزاده ای هشیار کیست ؟

نیرنگ های صهیونیست گوساله های سامری است

<>

گر آسمان ها شب شود شکر خدا که ماه هست

دنیا اگر دشمن شود  یک مرد ... نصرالله هست !