اول :

     به اميد خدا ؛ قصد داريم سفري تفريحي ‌ـ زيارتي براي شاعران فارس تدارك ببينيم . اين سفر هشت روزه از صبح جمعه 5/5/86 شروع و تا روز جمعه12/5/86 ادامه مي يابد .

     استان هاي اصفهان ، گيلان و مازندران و مشهد و بيابان طبس ، مكان هاي هستند كه براي مسير سفرانتخاب شده اند .

     هدف از اين حركت ، ايجاد خاطراتي از باهم بودن هاي شاعرانه است و مجالي براي دوستي ها و همدلي ها.

     اطلاعات بيشتر و جامع تر را درآينده مي خوانيد .

دوم :

     درباره ي فيلم 300 خيلــي ها نوشتــــه انــــد و مي نويسند من معتقدم اين فيلم در حد يك بازي سگا يا خيلي دست بالا بگيريم در حد و اندازه ي بازي هاي پلي استيشن است براي بچه هاي نوجوان ، نه بيشتر ! يك بازي با داشتن غولهاي مرحله به مرحله ، از كرگدن و فيل و .. گرفته تا موجودات تخيلي كه همه به راحتي شكست مي خورند .

     فيلم نامه ي بسيار ضعيف ، نقطه ي قوتي است براي اين كه به ريش اين تلاش بيهوده بخنديم . باور كنيد بيشتر شاگردان مدارس در سنين نوجواني از اين گونه نوشته هاي تخيلي، نمونه هاي  خيلي بهتري دارند .

     فيلمي كه حدود  نود وپنج درصد زمانش صرف نشان دادن مرگ ايراني هاست بدون اين كه بتوانند هيچ دفاعي انجام دهند مثل قطع كردن ساقه هاي نيشكر . و با اين وجود ترسي كه آنها ازاين نژاد دارند ، چگونه توجيه مي شود ؟

     بيشتر از اين نمي خواهم از ضعف هاي مبتديانه 300 بنويسم كه هر فردي با يك بار ديدن متوجه آن ها مي شود .  

     به هرحال همه ي اينها نشانگر ترس دشمنان اين مرزو بوم است از ايران و ايراني .

سوم :

     فردوسي پاك نژاد مي گويد : 

سخن ماند از تو همي يادگار   سخن را چنين خوارمايه مدار

     مواردي ديده مي شود كه بزرگان ادب هم ، الفاظي ناپسند را بي پروا بيان كرده اند  و اين تيري بوده كه روز مبادايي داشته ، اما متاسفانه امروزه مي بينيم كه عده اي، بي تربيتي ادبي را سرلوحه ي كارخود قرار داده اند و آنچه را به مذاق خودشان خوش آمده ، در لابه لاي يك اثر به اصطلاح ادبي از جمله شعر  ارايه مي كنند .

     اين روزها دوباره شاهد جرياني سخيفي هستيم كه شاعران چشــــم و گوش بسته ي جـــوان را هم به دنبال خـــود مي كشد و ...

     با اين كه به ياد داريم همواره تجربه ي راه هاي نو ، با همهي خطرات ، كشف هاي خاص خود را به همراه دارد ، اما بايد توجه داشت كه بعد از اين همه بي مبالاتي چه چيزي را كشف خواهيم كرد ؟

     اگر ركيك بودن ، هنر بود خيلي از لات هاي بي قيد و بند از هنرمندان بزرگ بودند .

     سخنم با شاعران جواني است كه تازه به اين جريان رسيده اند . مراقب باشيد اسير منجلاب ادبيات نشويد !

 

چهارم :

     يكم ارديبهشت روز سعدي را گرامي مي داريم و اميدواريم سعدي وار باشيــم كه او كاملا انسان بود !

     حقيقت اين است كه شاعر خوب نبايد از زبان زمان خود عقب باشد و شاعر بزرگ آن است كه از زبان عصر خود پيش باشد همانگونه كه سعدي دست كم هفتصد سال از زمان خود جلو تر بود .

     اين واقعيت را زماني بهتر متوجه مي شويم كه شعرها و نوشته هاي معاصران سعدي را با او مقايسه مي كنيم .

پنجم :

     توجه داشته باشيم كه اگر در اين دنياي مجازي يكديگر را نمي بينيم و چشممان توي چشم هم نيست ، دليلي وجود ندارد كه واژه« ادب » را سرلوحه ي كار خود قرار ندهيم . بدون اين كه نامي از شاعران خاصي ببرم ، به اين نكته بسنده مي كنم كه پيام هاي آنچناني كه مي توانند نباشند و به نقد سازنده تبديل شوند ، در معرض ديد همگان قرار مي گيرد و فكر كنيم كه در اين ميان مخاطبي كه از شاعران شخصيتي فرهيخته در ذهن ساخته چه مي انديشد ؟!

     ايرانيان همواره احترام كسوت و هنر را داشته اند . اين هر دو را به ياد داشته باشيم و طي رابطه اي دوطرفه به كسوت و هنر يكديگر احترام بگزاريم .

ششم :

 

اين  غزل را به قيصر امين پور تقديم مي كنم كه  به معناي واقعي شاعر است:

به يك نفر كه لـــــحـــــظــــــه هــــــــاش بوي اشتعال مي دهد ،

خيال مي كني چه قدر

زندگي

 مــجـال مي دهد ؟!

دلت گرفته است

فكر پركشيدني ...

نگو كه :

            نه !    

پرنده پلك هم كه مي زند ،

صداي بال مي دهد !

زمانه ي غريبه ايست !

پناه مي برم به ...

شعر !

كه رنگ ديگري به سال هاي پر ملال مي دهد

حدود چند وقت

شاعري كه گاه گاه

مرا به سرزمين دردواره انتقال مي دهد ،

پريده رنگ

هي عبور مي كند ميان بيت ها

به دست هر درنگ

يك ؟ مي دهد

درست روبه روي من نشسته ام

و روي كاغذي

دوباره داااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد مي كشم

سه باره ...

...آره حال مي دهد ...

مهر82