برای او که می گويند می آيد



درود

اول : دير آمدنم را ببخشيد كه سفر طولاني بود و ...

دوم :وقتي اميدوار باشي به آمدنش حتي كلامي از او، اين روز هاي تو را حالي ديگر مي دهد.
به اشتياق دوست اين غزل را مرور مي كنم .


اسبي در اين حوالي ، بي تاب و پر تلاطم
هر شب غريب و سركش بر خاك مي زند سم

مردي سپيد جامه ، دستار سبز بر سر
از سمت خرمن نور از كوچه هاي گندم

مي آيد از كجا ها ، بر پشت اسب ، آرام
وقتي كه شهر تنهاست ، سر مي زند به مردم

تقسيم مي كند نور در دستهاي خاكي
تقسيم مي كند عشق ، نان و گل و تبسم

آن گاه مي تراود لبخند ، عطر شادي ،
از خاك خوابديده ، تا آسمان هفتم

مهر76



/ 30 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نغمه

هر جمعه منتظرم تا ديوار خوابم را بشکنی ... مبادا نيايی و من هيچ گاه بيدار نشوم ... / سلام اول ... زيبا بود ... روز علی مبارک ... فعلا!

رامين

سلام آقای رضوی ... خيلی وقت بود سر نزده بود ... شعر پست قبل رو هم خوندم از هر دو لذت بردم .... نفست گرم ... کاش شعرهای جديد رو هم ميزدی ... (( امشب به روز خواهم شد )) سر بزن

دلناز...

سلام و درووووود..... هجده روز گذشت....به روز نمی کنید؟......راستی ...با اجازه لینک رهیاد را به لیست دوستان شیدایی اضافه کردم......شاد باشید.

mamaniye omid

سلام وبلاگ باد در موهايش به روز شد خوشحال می شم سر بزنيد.

ن - الف

برای آن ها که بر خاک سرد اميدوارند/ و برای آنان که ديگر به آسمان اميد ندارند.

آنا تهراني

سلام . اين چترها که بر سرم می ریزند باران نيستند...

dogville

به روزم سر بزنيد ....يا مهدی